روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

442

شرح شطحيات ( فارسى )

خواهند كه به حساب مقدار آن بدانند ، ندانند و عاجز آيند ، زيرا كه اوقات ازليّت « 2 » جز ازل نداند . حساب حدث در آن ثابت نشود ، و اگر صد هزار آدم ذريّت جمع شوند تا بأبد ، آن را در حساب آرند نتوانند . ( 792 ) ( پس اقبال كرد ) بمعنى ( عشق ) بجميع معانى « 5 » . با نفس خويش خطاب كرد بجميع خطاب ، و حديث كرد بجميع محاديث . آنگه تحيّت كرد بجميع كمال تحيّت . آنگه بدان مكر كرد بجميع مكر . ديگر بار آن حرب كرد بجميع حرب . ديگر بر آن تلطّف كرد بجميع تلطّف . همچنين از مقامات كه وصف در آن دراز بشود ، كه اگر همه درخت روى زمين قلم گردد ، و آب دريا مداد شود ، وصف آن به آخر نتوان پيوست ، كه چون نجوى گفت و خطاب « 12 » كرد ، جمله از ذات او بذات او ذات او را . ( 793 ) آنگه از معنىاى از جملهء معانيها او نظر كرد ، و آن معنى از محبّت بانفراد ، تا چندانى كه شرح داديم ، در طول مدّة بگذشت از محادثت و خطاب . آنگه از صفتى در صفتى نگاه كرد . آنگه از سه در سه صفت نگاه كرد . آنگه از چهار صفت در چهار صفت نگاه كرد ، تا بكمال رسانيد . آنگه درو نظر كرد از صفت عشق به كلّيّت صفت عشق ، زيرا كه عشق در ذات او او را صفات بود بجميع معانى . آنگه از صفت عشق در صفتى از صفات نگاه كرد . باز آن خطاب

--> ( 2 ) ازليت : ازليست SM ( 5 ) پس اقبال كرد بمعنى عشق بجميع معانى : فأقبل على معنى العشق بجميع المعانى A ( 12 ) و خطاب : خطاب SM